اخبار فرهنگی فوری

اخبار فوری و لحظه ای فرهنگی ایران و جهان از 60 منبع معتبر داخلی و خارجی

اخبار فرهنگی فوری

اخبار فوری و لحظه ای فرهنگی ایران و جهان از 60 منبع معتبر داخلی و خارجی

  • ۰
  • ۰

مردم عصبانی بودند و گاهی به شدت از ما گلایه می کردند که چرا این ها را به زیارت می بریم. مردم هم حق داشتند و تاب دیدن این عراقی های بعثی را نداشتند اما رفتارهای ما سبب شد که بعدها آن ها سفیر و پیام رسان صلح و دوستی ما باشند.

به گزارش سایت مشهد فوری، مسعود که اسیر شد، پایش تیر خورده بود و جراحت های عمیقی نیز بر دل داشت. روزهای آخر کوچش زخم چرکی سر باز کرده و تب شدیدتر شده بود، به همین دلیل عطش داشت اما مداوا و رسیدگی به حال مجروح را کجای مرام نامه بعثی ها نوشته بودند؟ مسعود چشمانش را بسته بود و دست سالار شهیدان را روی پیشانی عرق کرده اش حس می کرد. سرش را به طرف نگهبان چرخاند و کلمات آهسته از زیر لب های خشک و ترک خورده اش بیرون خزید: «ماء»

 

 نگهبان به خواسته زندانی اش تنها خندید و شیشه آبی روبه رویش سر کشید. مسعود و لب های تشنه اش این سو و بعثی قسی القلبی آن سو، چکمه اش را روی زخم می گذاشت و فشار می داد. مسعود ناله می کرد، و او با فشار بیشتر چکمه ها نعره های خوشحالی اش را حواله آسمان می کرد... .


ادامه

  • ۹۶/۰۵/۲۶
  • اخبار فوری فوری

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی